سکس داستانی قهوه و کامینگ 2 صبح سورپرایز جشن فاک قرص مولی

سکس داستانی قهوه و کامینگ 2 صبح سورپرایز جشن فاک – قرص مولی – آماتور POV 4k

سکس داستانی برگرده،خم کردم کمرش رو روی میز آرایش و چسبیدم بهش.اونکه هنوز سرش توی لباس بود گفت بیشرف،فرهاد،خاک تو سرت امشب عروسیمه.بکش عقب خودت رو.منم دیدم بخاطر آرایش موهاش و صورتش و لباس تکون نمیخوره.

خودمو دادم عقب و یهو شرتش رو دادم پایین که اومد سر زانوهاش،کیرمو دادم داخل که یهو با جیغ گفت فرهاااااااد،گفتم چیه،گفت خب باشه فیلم سکس آنچه داشتیم خاص بود!.

بذار بعد عروسی یکی طلبت،گفتم عمرا دوباره چسبیدم بهش.کوسش اینقدر نرم بود که مونده بودم چکارش کرده.دید فایده نداره گفت کثافت بذار لباس عروس رو دربیارم بخوابم حداقل،همه آرایشم بهم خورد.

بهش گفتم بخوای دبه در بیاری اونوقت موهات رو میریزم بهم.گفت باشه.لباس رو درآوردم و برگشت دید منم شلوارمو درآوردم و یه تف انداخت بهم و یهو کیرمو سکس داستانی دید و با حالت گریه گفت مامااااااااان و خوابید و غر می زد که باید میدونستم اصلا بهت زنگ نمی زدم.

منم داشتم لاپایی میکردم و دیدم غر زدنش تمام شد و کیرم خیس خیس شده.بهش گفتم برگرد و اونم گفت زود باش دیگه.برش گردوندم و شروع به خوردن سینه هاش کردم و پاهاش رو آوردم بالا یهو گفت چیه.نمیخواد،یهو میره داخل.زوووووود فرهاد.

چندبار کیرمو وسط خطش بازی دادم و گفتم سرش رو بکنم داخل فقط.دیدم پاشو داد پایین و گفت خاک تو سرم سکس داستانی.امشب عروسیمه و انگار دیوونه شدیا.بعدم مال تو چرا اینقدر بزرگه.تا یکم بره تمامه کارم.

گفتم خب بذار از پشت.برگشت و یکم تف زدم اروم اروم کردم داخل و دیدم زیاد اذیت نشد و شروع کردم تلمبه زدن و اونم دیگه نفس نفس میزد.با صدای شهوتناک و یکم خنده ریز گفت بنظرت چندتا برادر زاده سکس امریکایی.

شب عروسی عمه شون،اینجور میفتن به کردن عمه بدبخت.خندید و برگشت و اشاره کرد برم روش و شروع به لب گرفتن گردیم و دیدم با دست کیرمو گرفت سکس داستانی و با دستمال کاغذی تمیز کرد و تف زد بهش و گفت قول میدی بی جنبه بازی درنیاری.

گفتم آره.گذاشت روی کوسش و با پاش منو به سمت کوسش هل داد که گفتم آسیه.

پرده ؟گفت بیا فقط زود باش و نریزی داخلا.قبلا سجاد افتتاح کرده.

خلاصه دنیا رو داده بودن بهم و گذاشتم داخل کوس و دو دقیقه ای آبم اومد که یکمم پاشید به لباس عروسش.پاشدیم و سریع گیره های اضافی داشت،به موهاش زد ولی خدا رو شکر اینقدر تافت زده بودن به موهاش که تکون نخورده بود.

لباس رو پوشید و بردمش باز آرایشگاه و رفتیم آتلیه.الان یکساله عروسی کرده.هر وقت همو میبینیم اول یه اخم میکنه و بعد میخنده و زیر لبی میگه بی جنبه سکس لزبین.

ساعت ۷ بود خسته خسته بودم پرواز یک ساعت تاخیر داشت بعد از ۴ روز سفر تفریحی کاری تو شیراز حالا خستگیش فقط تو تنم مونده بود از پله ها بالا رفتیم و نشستم کنار پنجره همینطور که داشتم گوشیمو رو حالت.

هواپیما قرار میدادم متوجه یه خانومی شدم که میومد به سمت صندلیم یه خانم تقریبا ۲۵ ساله با چشمان درشت مشکی با ابروهای کشیده مشکی بینی کشیده و پوست گندمی شمارشو نگاه کرد و نشست کنار من حجابش مدل خاصی بود کاملا پوشیده.

اما با روسری رنگی یه نگاه کردم بهش لبخند زدم و گفتم صدای موزیک تو هنذفیری اذیتتون نمیکنه به عربی یه چیزایی گفت با لبخند و مهربونی پرسیدم where are you from ینی کجایی هستید پاسخ داد Lebanon فهمیدم لبنانیه به انگلیسی پرسیدم میتونید انگلیسی.

صحبت کنید گفت یه کم بلدم گفتم اسمتون چیه گفت عایشه گفتم من هم پارسا سکس داستانی.

هستم گفت بارسا سکس داستانی هستی گفتم بله بله کی به ایران اومدید گفت ده روزه که به ایران اومده و اصفهان و شیرازو دیده حالا میخواد تهران و یک جای دیگرو ببینه ازم پرسید شما شغلتون چیه جواب دادم من آرشیتکت هستم و با یه لبخند.

گفت او مای گاد پرفکت گفتم شما چطور گفت من علوم سیاسی خاور میانه میخونم گفتم خیلی خوبه یه ذره باهاش.

راجب چیزایه مختلف سیاست و فرهنگ نزدیک ایران و لبنان

صحبت کردیم تقربا صمیمی شده بودیم گوشیمو در آوردم و عکسای خانوادگیمو نشونش سکس داستانی میدادم ازم پرسید تو نظرت راجب اسراییل چیه گفتم زیاد از نتانیاهو خوشم نمیاد اما با مردمش مشکلی ندارم گفت ینی نمیخوای از رو نقشه .

حذف شه احمدی نجات اینو گفته گفتم عایشه جان احمدی نژاد سره یه پروژه پیوند انسان و میمون به وجود اومد و بعدشم به مرحله بهره برداری رسید ما تو ایران به عنوان یه دلقک بهش نگاه میکنیم زد زیر خنده خندش قطع نمیشد به فارسی.

گفتم جووون تو فقط بخند که گفت چی گفتی گفتم هیچی گفتم گفتم هواپیما سکس داستانی چه قد تکون میخوره که یارو ایرانیه بهم چشمک زد و خندش گرفت همه تو هواپیما داشتن به خندش نگاه میکردن مهمانداره هم که انگلیسی بلد فیلم سکس خارجی.

بود خندش گرفت یه ذره گذشت و یوهو هواپیما تکون های بدی میخورد طوری که همه ترسیده بودن من و عایشه هم ترسیده بودیم اما من ترسمو اصلا بروز.

نمیدادم آخه ناسلامتی من نماینده مرد ایرانی بودم منو سکس داستانی بغل کرد و گفت میترسه منم بغلش میکرد و بهش دلداری میدادم ینی بغل که نکرد سرشو گذاشت رو شونم خلاصه تکون ها تموم شدو سلامت رسیدیم تهران موقع خداحافظی.

ناراحت بودیم جفتمون بهش پیشنهاد دادم که نره بیاد خونه من همه جای تهرانو بهش نشون میدم سکس داستانی رفتیم تو پارکینگ فرودگاه در ماشینو زدم.

گفت اووو تو بی ام و داری من خیلی دوست دارم بی ام و حتما

پولداری گفتم بد نیستم البته بی ام و ۳۰ I همچین قیمتیم نداره ها اونم من دست دوم و قسطی برداشتم سوار ماشین شدیم و بردمش برای شام ساعت ۸:۳۰ بود بردمش رستوران نایب تو خیابون ولیعصر شعبه ساعی و یه چلوکباب با تمام مخلفات بهش دادم که عاشق کباب کوبیده ما.

شده بود و میگفت یکی از خوشمزه ترین سکس داستانی غذاهای عمرش بوده برگشتیم و رفتیم پاساژ ونک براش چن دست لباسای خوشکل خریدم با اصرار و به زور گفتم هم لباس راحتی داشته باش هم یادگاری از من که کلی ازم تشکر کرد با ماشین.

اومدیم آپارتمانم تو سعدت آباد و لباساشو عوض کرد پیشم نشست و براش فیلم گذاشتم که انتخاب کنه فک میکردم فیلم عاشقونه انتخاب میکنه .

اما فیلم بلوک سکس داستانی سیزده ۲ رو انتخاب کرد چون ۱ دیده بود فیلمو دیدیم و گفت برام موزیک ایرانی بذار گوشیمو در آوردم گفت بده خودم شانسی بزنم دادم زد اولین آهنگ آهنگ امیر تتلو بود آهنگ کی از پشت لباستو میبنده گفت این معنیش چیه گفتم این داره میگه تو بارفتنت اونشب تویه بارون منو تنها و افسرده کردی گفت اووو چه شعر .

فیلم سکس فیلم سکس خارجی فیلم سکس جدید فیلم سکس ایرانی جدید زازی اسکایم سکس سیاه داستان سکسی سکس پاکستانی سکس دختر ایرانی

3 thoughts on “سکس داستانی قهوه و کامینگ 2 صبح سورپرایز جشن فاک قرص مولی

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *