اموزش سکس داستان سکسی مادر و پسر جوانان بزرگ تماشا و دانلود رایگان

اموزش سکس داستان سکس با کتاب فروش

اموزش سکس مروز قصد دارم خاطره ای واقعی از سکس با یک کتاب فروش دوره گرد اما دروغگو براتون بنویسم من از استان زرخیز خوزستانم . مجردم و مغازه دارم .

مدتی قبل خانمی قد بلند وارد مغازه شد و خود رو ویزیتور یک موسسه فرهنگی معرفی کرد که کتاب می فروشند . از داخل کیف خود تعدادی کتاب به من معرفی کرد اموزش سکس.

صداشو می شنیدم اما توجهم به سینه سفیدش بود که حسابی از زیر مقنعه رنگی اش مشخص بود من که هیچ علاقه ای به کتاب نداشتم که اگه داشتم مهندس می شدم نه با سوم راهنمایی مغازه دار یه سری از کتابهاش رو خریدم .

گفت برای زندانی ها هم کمک جمع می کنه . من هم اضافه بر پول کتاب پنجاه تومن هم کمک کردم ینی آدرنالین چسبیده بود به سقف،گوله رفتم دسشویی سه بار جق زدم هیچ موقه یادم نمیره چه حالی داد.

مردم رسما،اومدم بیرون،دیدم اونم اومده بالا پیش مهمونا،من رفتم پایین،اینم باز ترسید نکنه دوباره برم کاری کنمو دنبالم اومد پایین،خاله و مامانمم شدید به ما شک داشتنو همیشه زیر نظر بودیم سکس برازرس.

اینم عین خر پشت من اومد پایین،اونام دیدن،ولی چون مهمونا بودن زود نیومدن پایین،رفتم جلو در تو کوچه،اینم اومد پشت در واسادو باهم حرف میزدیم،ننشم داش نگاه میکرد(از تو خونه به کوچه دید داش).

یکی از زنای همسایه اومد باهاش شرو کرد حرف زدن من اومدم تو،ننشم رفته بود،تو راه پله بودیمو اونم مشغول صحبت،دستمو گذاشتم لای کونش میمالیدم زندایی جنده خونه ما،اونم هی با دستش دستمو میزد.

منم از خنده ترکیده بودم،خودشم میخندید جلو زنه،همسایه ام شاکی شده بود،رفتم از پشت چسبوندم بهش اموزش سکس،وای ینی آبم فواره زد،چه حالی داد هنو نکردمش گذشتو گذشت بازم.

منم نکردمش هنو(چون داستان تخیلی نی که سخته تا اینکه… یه روز رمشو داد دستم براش آهنگ ماهنگ بریزم،از قضا گوشیش مکالمه هاشو ضبط میکرد…گوش کردم دیدم به به.

بله،زن داییه ازون جنده های خبره ی شهره،طرف میگفتم میای خونه خالی هست،اینم با ناز میگف نه خستم،اونم میگفت بذارم توش یه دس بچرخونم حالت بیاد سر جاشو،ازین حرفا،راستش داداشتون غیرتی شد.

جدی عصابم خورد شد،پاشدم رفتم به دایی بزرگم بگم،از یه طرفم میخواستم چششو بترسونم به گو خوری بندازمش تا راحت به اهداف شومم برسم،ااز یه طرفم واقعا قاطی کرده بودم،داشتم بند کفشمو میبستم که برم.

اومد بیرون با بچه اش،گف کجا میری،جواب ندادم،گف میری پیتزا بخوری مارم ببر اموزش سکس ،گفتم آره پیتزاشم کلفته میخوری؟ گف نه مال خودت.

شمارش رو که ازش گرفتم برای کمک های بعدی (مثلا خیر شده بودم ) داشتم پرواز می کردم

برای اینکه شمارمو داشته باشه بهش تک زنگ زدم و از همون روز پیام های ما شروع شد اموزش سکس. به واسطه درامد خوبی که داشتم دو سه روزی یه بار به نام زندانی ها پول بهش می دادم .

تا اینکه یه شب پیام داد عاشقم شده و دلش برام تنگ شده . قرار شد توی اولین فرصت بیاد خونه من . دل تو دلم و کیر تو شورتم نبود.

کیرمو گذاشته بودم لای کونش هی بالا پایین میکردم،مگه میخوابید اون الاغم دستشو انداخت تخممو گرف فشار داد،وای از درد مردم،رفتم دراز کشیدم رو پله،انگار تو بهشت بودم.

شرتمم خیس خیس،اون همچنان داش حرف میزد ایندفه رفتم دستمو از تو شلوارش کردم تو،انگشتمو کردم تو سوراخش،دیگه هیچ حرکتی نمیکرد،فقط عادی حرفشو میزد،منم میمالیدماااا.

خدا خدا میکردم بیاد اینور بکنمش،دیدم مهمونا دارن میرن،رفتم نشستم رو پله،اومدن خدافظی کردن رفتن،دیگه منم نمیتونستم بمونم تو راه پله لاسمو بزنم،چون خالم فهمیده بود به خاطر اون پایینم.

الکی بش گفتم میرم مغازه پیش دایی،گف باشه برو،زن داییه ام ازینور اموزش سکس گف صب کن منم حاضرشم بیام.

رفتم بیرون،بیرون بهش اس دادم دارم میرم همه چیو به فلانی بگم،اولش گف به تو مربوط نیستو دادو بیداد،گفتم حالا بهت نشون میدم،قط کردم،طبق پیش بینیم که درست از آب درومد سكس جوردي.

تش به غلط کردن افتاد،به جون بچم دیگه نمیکنم،غلط کردم،منم که تیریپ جذبه برداشتم،گفتم شماره پسره رو آماده کن باید بیام ببینم چجوری باهاش تموم میکنی،چون بعد اون جریان بگیرو ببند بازم میداد جنده.

گف باشه،برگشتم خونه گف شارژندارم، نگو دیوث بش اس داده زنگ زدم جواب نده،البته حدس میزنم،رفتم شارژو گرفتم آوردم گفتم بزن زندایی جنده خونه ما،هی زنگ زد کسی جواب نداد.

منم قبلش تو کوچه دادو بیداد را انداخته بودم،شانس آوردم بالا مهمون داشتیم صدامو نشنیده بودن اموزش سکس ،ولی ننش که پایین بود شنید اومد بیرون،دیدم نه تعجبی،نه سوالی،بش گفتم حتما ننتم میدونه،گف آره.

توکوچه یه پس کوچه بود،تو اون پس کوچه ام یه پس کوچه دیگه،رفتیم اونجا باهم حرف بزنیم،خر پر نمیزد گف این کارا چیه میکنی،چرا یهو قاطی کردی،گفتم این حرومزاده کی بود باهات از خونه خالی حرف میزد.

کی بود میگفت میکنم توت حال کنی خستگیت در بره،باز حالت طلبکارانشو گرف گف اصن جنده ام،میبینی که،تو اگه غیرت داری برو خاله تو جم کن(با خالم مث مرغو خروس بودن خخخخ).

گفتم مگه خاله من مث تو میره کون میده جنده،شرو کرد زر زر کردن از خالمو منم نگا میکردم گفتم ببین انقد زر نزن،چرا واسه هرزگیت دنبال بهونه میگردی،گف آره هرزم.

که چی،اصن خوشم میاد،میخوای همین جا لخت شم توام بکن،داشتم بهش نگا میکردم،یهو خندمون گرف،گفتم میکنمت صدا خر بدیا،گف بکن،بغلش کردم لباشو بوسیدم، آبم اومد.

بلاخره یه روز پیام داد فردا میاد. آدرس رو بهش دادم اموزش سکس

شب تا صب خوابم نبرد از زوق کردنش هنوز ساعت نه نشده بود که رسید اموزش سکس. وقتی برای اولین بار صورتمو نزدیکش بردم پیشونیشو بوسیدم اما او سرم رو گرفت و لباش رو روی لبم گذاشت .

لبایی شیرین و خوشمزه اعتراف می کنم بهترین لبی بود که خورده بودم . دستمو سر دادم طرف سینه هاش . آه عمیقی از ته دل کشید . سینه هاش رو که باز کردم با یه جفت ممه کوچک و نقلی سفید روبرو شدم اموزش سکس.

حسابی براش خوردم . قصد داستان سرایی ندارم اما از چند باری که باهاش رابطه داشتم چند چیز جالب توجه منو جلب کرده بود اموزش سکس اموزش سکس داستان سکسی مادر و پسر جوانان بزرگ تماشا و دانلود رایگان.

خالم داش مث قاتلا نگاش میکرد،منم حررررص میخوردم،آخه میخواستم اون بره منم برم پایین بکنمش خیره سرم،یه ده دیقه واسادم تا آرایش کنه حاضرشه،خالمم رفته بود،دیدم نمیاد آمار بگیره زندایی جنده خونه ما.

با کفش رفتم تو،دیدم ننش تو اتاق خوابه،خودشم داره آرایش میکنه،بازم رفتم از پشت چسبیدم بهش،تو آینه داش نگا میکرد میخندید،دستمو گذاشتم رو سینه هاش.

فشار دادمااااا،گف چته خر،گفتم این به اون در،خندید گف آها،فک کنم عقیم شدی رف،گفتم مهم نی،تو رو بکنم دیگه زن نمیگیرم،گف عه ینی انقد منو دوس داری زبر كبير.

دستمو انداختم تو شلوارش کسشو مالیدم گفتم آره عشقم دیوونتم،من که کسشو مالیدم بر عکس ای ن داستانا نه شرتش خیس شد،نه آخو اوف میکرد والا،خیلی عادی روژ لبشو میزد.

شلوارشو کشیدم پایین،شلوار خودمم دراوردم گذاشتم لای کونش،بدون اینکه فشاری بدم یه تف انداختم رو کیرم کمرشو داد جلو گف هوی هوی تف تفی نکن داریم میریم بیرون.

کشیدمش سمت خودم گفتم چرت نگو چه بیرونی بابا بیا اینجا، اموزش سکس نمیذاش بکنم جنده البته نیومد ولی خیس شد،داشتم کیرمو از راست به چپ منتقلش میکردم که از خنده ترکید.

گفتم نخند عوضی چیش خنده داره، انقد خندید گریه کرد ناموسا خنده داره؟ گف در بیار ببینم،گفتم بیا برو گمشو کصافط گف جون من ببینم،منم که عرق شرم.

خلاصه اسرار کردو منم در نیاوردم خخخ،دستشو آورد کیرمو گرفت،منم عین کسخولا قلقلکی هی میخندیدم میگفتم نکن،به جای اینکه من اونو بکنم اون منو کرد والا.

گفتم بسه دیگه بیا بریم ضایس،اومدو رفتیم خونه هنو نکردمش باورتون میشه؟

کون تپل سکس مادر سکس خشن فیلم پورن ممه خوردن سکس کردی گاییدن کون فیلم سکس کارتونی سکس خفن سکس پورن استار داستان سکس شهوانی داستان‌های سکسی‌ سکس مامان سکس حشری ایرانی سکس زوری

Mommy with big Tits teaches a young boy
دختر هیکل سکسی‌

9 thoughts on “اموزش سکس داستان سکسی مادر و پسر جوانان بزرگ تماشا و دانلود رایگان

  1. Pingback: شهوتسرا
  2. Pingback: کون بزرگ
  3. Pingback: iranian porn
  4. Pingback: گی ایرانی
Comments

Your email address will not be published.